تبليغاتX
غم عشق
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تقدیم به تو
من دراین خلوت دلگیر
جان می سپارم امشب
تقسیم می کنم سکوت را
با سکوت...
وتو درآنسوی این شب
با غم ها بیگانه
می گریزی از یاد من
شاید اما در خیالت
یاد من می شکفد
من ولی در این خیالم
که در چشمهای خسته ات
امروز شادی کجا بود...؟
 
www.hamtaraneh.com
 
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
وامروز دوباره شکست
تکه ای از شکسته های قلبم
درآن گوشه ی پاییزی
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم
در بستری از بغض بخوابند
کاش گفته بودم...
کاش گفته بودم تو روزی بتی بودی
که قلبم ستایشت می کرد
دریغ از گوشه چشمی
که همان، بت شکنم کرد
وامروز...
بخشایش عذرم
مفهومی بی رنگ است
گمشده در اعماق تاریک قلبم...
 
 

 (تقدیم به کسی که فراموش کردنش غیر ممکنه)

|+| نوشته شده توسط hossein در چهارشنبه 17 بهمن1386 و ساعت 1:0 | 
برای تو می نویسم...
 

گفتی تو هم برام بنویس اما …

خواستم از عشق برات بنویسم، دیدم تو خود عشقی و واسه عشق که نمیشه از عشق نوشت !

خواستم از عاشقی بنویسم، دیدم که تو منو عاشق کردی و خودت عاشق نشدی تا بتونی منو درک کنی

خواستم از دل بنویسم ، دیدم تو دلبری و ترسیدم این دل رو هم مثل دل من عاشق کنی

خواستم از دلتنگی بنویسم ، گفتم تو که عاشق نیستی تا بدونی دلتنگی چیه

 

پس گفتم بزار از دوست داشتن بنویسم، چون با دوست داشتنه که همه حرفای منو می فهمی و درک میکنی  حالا اگه میخوای بدونی عشق، عاشقی، دل، دلتنگی، چیه؟  فقط کافیه انقدر که من تو رو دوست دارم، تو هم منو دوست داشته باشی .

 

 

بزرگترین آرزوی من، کوچکترین آرزوی توست پس

کوچکترین غم تو، بزرگترین غم من است

|+| نوشته شده توسط hossein در جمعه 5 بهمن1386 و ساعت 22:19 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar