تبليغاتX
غم عشق
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تکرار دوباره

   به مناسبت اولین سالگرد تاسیس وبلاگ

 

 

 

چشمات و وا بكني حقيقت خوب ببيني

 

مياد اون روزي كه من غم دلم چاره كنم

 

اگه اون روز برسه منم برات ناز مي كنم

 

 

با غم و غصه و درد تو رو دمساز ميكنم

 

اگه دل تاب بياره منم به اون ميرسم

 

روي ابرا ميشينم به آسمونا ميرسم

 

بازم هم رفتن باز هم رفتن .....رفتنی که با هميشه فرق داره

اينبار برای هميشه..... با اميد شروع شد و با هيچ به پايان رسيد

ديگه هيچ بهونه ای برای موندن و ادامه دادن نيست.

با يک دنيا خاطره..... با يک دنيا بی آرزويی...... بدرود.....بدرود.

آخر دل مارا تو فنا کردی و رفتی

بيهوده مرا چشم براه کردی و رفتی

آن کاخ اميدی که بنا کردم از عشقت

خاکستری از آن تو بپا کردی و رفتی

|+| نوشته شده توسط hossein در دوشنبه 29 آبان1385 و ساعت 6:49 | 
درد

 


قدر اهل درد صاحب درد می داند که چیست

مرد صاحب درد ، درد مرد می داند که چیست


هر زمان در مجمعی گردی... چه دانی حال ما؟؟

حال تنها گرد، تنها گرد می داند که چیست


رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته اند

آن که تخم حسرتی پرورد می داند که چیست


آتش سردی که بگدازد درون سنگ را

هر که را بودست آه سرد می داند که چیست


بازی عشقست کینجا عاقلان در شش درند

عقل ، کی منصوبه ی این نرد می داند که چیست؟؟؟


قطره ای از باده عشقست صد دریای زهر

هرکه یک پیمانه زین می خورد می داند که چیست


وحشی آن کس را که خونی چند رفت از راه چشم

علت آثار روی زرد می داند که چیست

|+| نوشته شده توسط hossein در دوشنبه 8 آبان1385 و ساعت 6:24 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar